تبليغاتX
یادداشت های روزانه یک مدیر - هر آنچه را که هستید بگویید.
در جلسه ای که هفته گذشته با مدیر شرکت همکار انگلیسی مان داشتیم، دو تا تجربه جالب ازش یاد گرفتم. اولین تجربه این بود که می گفت آنها با یکی از شرکت های همکارشان برای شرکت شل پرزنتیشن داشتند و یکی از قسمت های پرزنتیشن در خصوص HSE و مسائل مربوط به بهداشت و ایمنی بود. شرکت همکار آنها، در این مسائل خیلی پیشرفته بودند و در مورد سیستمی که جهت رعایت بهداشت و ایمنی در سطح کارکنان و ایحاد رژیم های غذایی مناسب برای کارکنان ایجاد کرده بودند، توضیح دادند. می گفت که شلی ها خیلی تحت تاثیر سیستم آنها قرار گرفتند ولی نفر بعدی که برای ارائه پرزنتیشن دیگری بلند شد، اضافه وزن زیادی داشت و همین طور نفر سوم و ... بعد از جلسه هم که برای صرف غذا به رستوران می روند، شرکت همکارشان همه غذاهای فست فودی سفارش می دهند. می گفت کلی حرص خورده و بهشون گفته که آیا ما شبیه شرکتی هستیم که آن سیستم را رعایت می کند؟

سوال خیلی خوبیه، همیشه وقتی می خواهید در مورد شرکت تان، کارتان یا حتی خودتان صحبت کنید، حواستان به این باشد که واقعا آنطور که نشان می دهید خود را معرفی کنید. مثلا اگر شرکت شما در مورد زمانبندی پروژه بسیار سخن ها براند و بگوید که ما اینچنین هستیم و ...، ولی زمان جلسه را مدیریت نکند یا به موقع به جلسه نرسد، حرفش فقط بعنوان شعار محسوب می شود. یا و کلی مثال دیگه. باید بدانید که تصور دیگران نسبت بر اساس آنچه مشاهده می کنند نیز هست، فکر نکنید هر آنچه می گویید در ذهن دیگران ایجاد می گویید، بلکه باید برای ایجاد یک ویژگی در ذهن دیگران، جدا از گفتن طوری عمل کنید که همان را نشان بدهد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 21:28 توسط مدیر |